مهر 1372 نماد فرقه گرایی رجوی در شورای ملی مقاومت – قسمت اول
مهر 1372 نماد فرقه گرایی رجوی در شورای ملی مقاومت – قسمت اول
محمد رضا گلی یکشنبه 29 مهر 1403

30 مهر 1372 مریم رجوی از جانب مسعود رجوی به عنوان رئیس جمهور شورای قلابی ملی مقاومت انتخاب و معرفی شد. این انتخاب افراد غیر مجاهد را در شورا مسئله دار کرد آنها در مقابل پیشنهاد رجوی جرات مخالفت هم نداشتند، آنها اجازه نداشتند در مقابل رجوی نظر واقعی خود را بیان کنند، رجوی با روش مستبدانه مریم رجوی را به عنوان رئیس جمهور مادام العمر به شورایی ها تحمیل کرد.
اگر علت جدا شدن اعضای شورا را بررسی کنیم در خواهیم یافت همگی به دلیل منش فکری رجوی که تحمل یک اندیشه و نقطه نظر مخالف را نداشت، از شورای به اصطلاح ملی مقاومت جدا شدند. آقای متین دفتری و همسر ایشان کریم قصیم ، اسماعیل وفا یغمائی ، مسعود بنی صدر ، محمدرضا روحانی ، فریبا هشترودی و … از جمله افرادی هستند که بعد از سال 1372 حاضر نبودند تن به خواسته های ذلت بار یک طرفه رجوی بدهند ، افتضاح آنقدر بالا گرفته بود که گر چه برای همین افراد جدا شدن خیلی سخت بود اما ترجیح دادند بعد از سالهای متمادی به دلیل روش مستبدانه رجوی از شورا کناره گیری کنند.
رجوی در یکی از نشست های تشکیلاتی نتوانست کینه ضد انسانی اش را نسبت به نفرات جدا شده از شورا مخفی کند. او گفت متین دفتری میل داشت او را رئیس جمهور شورا انتخاب کنیم کسی که کمترین نقش را در شورا داشته است. جدا شدن متین دفتری از شورا ضربه سنگینی بود که به رجوی وارد شده بود رجوی خیلی تلاش کرد تا او را در شورا حفظ کند. رجوی در نشست های شورا آقای متین دفتری را به عنوان وارث مرحوم مصدق نام می برد و بسیار او را تحویل می گرفت ، یادم هست وقتی جلسات شورا را برای ما پخش می کردند همواره رجوی متین دفتری را طرف حساب قرار می داد و بسیار از او تجلیل به عمل می آورد با این وجود متین دفتری دیگر نتوانست رجوی را به دلیل خودکامگی هایش تحمل کند و نهایتاً جدا شد. از طرف دیگر رجوی برای این که ضربه ناشی از جدا شدن اعضای شورا را کم رنگ معرفی کند از اعضای پلاک دار غیر مجاهد شورا استفاده کرد تا شرایط را عادی جلوه دهد و کنترل کامل این شورای دست ساز را به دست بگیرد . من یادم می آید در یکی از نشست های داخلی رجوی گفت اینطور نیست که خون را ما بدهیم اما دیگران بیایند درو کنند! آن روزگار گذشت ! منظور رجوی همین شورایی هایی بودند که از شورا جدا شدند. واقعیت رجوی همین است و بس ، که از روز اول هم به دنبال قدرت بود هر کس چه سازمانی و چه غیر سازمانی در این رابطه جلویش سبز شد به نوعی آنها را حذف کرد تا خودش یکه تاز میدان باشد !
در چارچوب شورا روشن بود رجوی روش دمکراتیک را بکار نمی گیرد همان طوریکه اعضای شورا در درون شورا حق بیان و آزادی عمل نداشتند در درون مناسبات و در داخل تشکیلات هم تمامی اعضای سازمان مجبور بودند در برابر خواسته های رجوی مخالفت نکنند زیرا باید تاوان می دادند آن هم چه تاوان سختی . واقعیت رجوی این است تحمل شنیدن آرا و افکار مخالف را ندارد حتی در داخل تشکیلات ! برای ما که چند دهه در این تشکیلات بودیم و رجوی را تجربه کردیم، اثبات شده است.
ادامه دارد…
محمدرضا گلی