شصت سال خیانت، شصت سال رذالت – قسمت دوم

سئوالات اساسی . . .

محمد رضا مبین از انجمن نجات مرکز آذربایجان شرقی شنبه 25 مرداد 1404

فرقه رجوی

فرقه رجوی

در قسمت اول نوشتار، مروری بسیار کوتاه بر تاریخچه رذالت بار سازمان مجاهدین خلق داشتیم و یک سئوال را نیز از سازمان مطرح کردیم، در ادامه به سایر سئوالات از این سازمان می پردازیم به این امید که اگر یک نفر هم با خواندن این سئوالات ، نسبت به دروغ پردازی های این سازمان ، فقط شک کند، برای ما کافیست:

2- سازمان مدعی است که پرچمدار ایدئولوژی اسلام و شیعه است، در کجای این اسلام، مقرر شده است که برای مبارزه و جهاد! باید کودکان را از والدین جدا کرده و طلاق اجباری را بین زنان و مردان جاری کرد؟

3- طبق کدام اصل مبارزه، باید اعضای داوطلب سازمان در نشست های روزانه عملیات جاری مغزشوئی شوند و در نشست های غسل ، به گناهان جنسی شان ، اعتراف کنند و جمع حاضر آنها را در نشست های موسوم به دیگ فحش کاری کرده و آب دهان روی آنها بیاندازند؟

4- در کدام مبارزه در این کره خاکی، رهبر، زنان مطلقه اعضای خود را به عقد خود در می آورد و با زنان جوان، در خلوت به زنا و اعمال منافی عفت مبادرت می کند؟ آیا در “حریم رهبری” رهبر باید دست به ” معراج جمعی ” ( سکس گروهی) با زنان زده و اصطلاح به ” نوک قله رسیدن ایدئولوژیک ” را برای آنان به ارمغان بیاورد؟(مستندات این ادعا در اینترنت براحتی قابل راستی آزمایی است).

5- زندان انفرادی، بدون هیچ شکنجه و ضرب و شتمی، “شکنجه سفید” نامیده می شود، که در این سازمان بصورت گسترده در مورد اعضای سازمان اعمال می گردد، این نوع از شکنجه روحی، شکنجهٔ سفید (به انگلیسی: White torture)، نوعی شکنجهٔ روان‌شناختی مبتنی بر «محرومیت حسی» و «ایزوله کردن» شخص است. شکنجهٔ سفید سبب تخریب «هویت شخصیِ» شکنجه شونده و کاهش زیادی در «محصولات فکریِ» او می‌شود. شکنجه سفید از این جهت سفید نامیده می شود که هیچ عوارض جسمی مشهودی همچون زخم و جراحت بر بدن قربانی برجا نگذاشته و پس از به کارگیری آن هیچ مستندی درباره عوارضی که فرد متحمل شده از آن به صورت فیزیکی بدست نخواهد آمد. چرا سازمان با دست باز از این شکنجه استفاده می کرده و می کند؟( البته برای خوانندگان فهیم باید عرض کنم که نگارنده به مدت 6 ماه در زندان اسکان این سازمان واقع در ضلع جنوب شرقی پادگان مخوف اشرف ، از مهر ماه 1376 تا آخر اسفند ماه 1376، در سلول های انفرادی این سازمان نه تنها محبوس شدم بلکه در بازجوئی های شبانه نیز مورد ضرب و شتم قرار گرفتم. )

سئوال از این شکنجه گر محمد حیاتی که خود را نماینده ی این سازمان می داند، بسیار است، می دانم که او و سازمان 60 ساله اش، هرگز به این سئوالات پاسخ نخواهند داد، ماهیت این سازمان بر شکنجه و شستشوی مغزی اعضای خود، استوار است، این سازمان 6 دهه سردمدار جنایت و تروریسم جهانی بوده است، برای ما که تجربه ی حضور مستمر و حرفه ای در این سازمان فرقه ای را داشتیم، صحبت از مبارزه برای آزادی خلق ، مقاومت در راه نیل به آزادی، آلترناتیو مستقل و قدرتمند، انسجام تشکیلاتی، شصت سال پایداری یک جریان سیاسی – اجتماعی و … مشابه شنیدن طنزی تلخ و تاریخی است که تک تک سلول های بدن ما ، با شنیدن آنها عذاب کشیده و شکنجه می شوند. دوران حسابرسی و دادگاه و اینترپل برای این سازمان فرا رسیده است و شکنجه گران و رهبران این گروه باید منتظر فرجام سختی باشند.

محمد رضا مبین